
xa0 xa0 xa0xa0 xa0 بعضی وقتا میام اینجارو وا می کنم پشت سر هم می نویسم ، بدون حتی لحظه ای مکث xa0...xa0 بعد می خونم نوشته هامو ... فک می کنم چقدر واقعی نوشتم ، چقدر حسم به این نوشته واقعی بوده. دوباره می خونمش ... چندین و چند بار بعد کنترل A رو می زنم ، فقط برای یه لحظه س ... و دوباره صفحه سفید میشه. اینجور وقتا دلم میخواد گریه کنم. وقتایی که عمیقا احساس آشفتگی و درماندگی دارم. xa0 این بار پنجاهمه که دارم گوش میدمش امشب هیشکی نمی تونه بفهمه - یگانه + انگار هیچ تسلایی وجود نداره و هیچ اتحادی....
ادامه مطلب