می شینیم ، می خوابیم ، راه میریم تیشه به ریشه خودمون می زنیم.
به ریشه های دلمون می زنیم اینجا و اونجا ، زخم می زنیم به خودمون تا زخم نخوریم . رها می کنیم تا رها نشیم . ما که زورمون نمی رسه نگهتون داریم خودمونو حبس می کنیم تو پیله تنهایی تا یه وقت خدای نکرده دلمون هوایی نشه .
ما که خودمونو محبوس می کنیم تو زندون افکارمون ...
ما زورمون به هیشکی جز خودمون نمی رسه ...
به خودمون و این دل صاب مرده مون که قد یه اقیانوس رویای بی سر و ته داره ...
که بی صاحاب افتاده این گوشه دنیا ، با کلی زخم خود خورده ، نفس می گیره گاهی از چند تا لحظه ساده و ادامه میده ...
+ زخمی که بر دل آمد
مرهم نباشد او را ...
+ ولی تو بیا و مرهم شو ... عزیزَم ...
+ خوب میشم ...
شاهزاده ی کوچک من...ما را در سایت شاهزاده ی کوچک من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 52